تبليغاتX
نشتیفان سرزمین روشنفکران
                              سیستم آسباد نشتیفان
+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 12:15 توسط مصطفی مالداری |

                       

                    

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 9:43 توسط مصطفی مالداری |


با توجه به گفته هاي مردم ، روستاي نشتيفان 44 پير يا مزار داشته است که در اين مزارها اشخاص بزرگي دفن هستند و مردم نشتيفان براي آن ها احترام خاصي قائل هستند و اعتقاداني نيز دارند . علاوه بر مردم روستاي نشتيفان از روستاهاي همجوار مثل برآباد ، قاسم آباد و مخصوصاً سنگان نيز مردم براي زيارت اين افراد بزرگ مي آمدند و زنان نيز شب جمعه بر سر مزارها مي رفتند  و اگر مشکل يا دردي داشتند از خداوند مي خواستند که به واسطه اين بزرگان آنها را شفا بخشد . و گره از کارآنها باز کند . به منظور اين کار يک پارچه به هر رنگي که باشد ولي بيشتر رنگهاي سبز و سفيد و قرمز را بر يکي از سنگهاي مزار گره مي زنند و اگر مشکل آنها حل مي شد آن پارچه ها را باز مي کردند و نذري مي داند و همچنين در بين مردم روستاهاي اطراف و خود شهر نشتيفان بسيار معروف است که اگر بدن کسي زگيل داشته باشد خود شخص مقداري گل را به صورت گلوله درآورد و بعد اين گلوله را کنار مزار قرار دهد و هر وقت که اين گلوله ها خشک شوند زگيل ها نيز در بدن فرد از بين مي رود . اما از 44  پير يا مزاري وجود داشته تعداد زيادي از آنها به منظور ساختن منزل و زمين کشاورزي از بين رفته اند و ما تعدادي از اين مزارها را که هم اکنون وجود دارند با آدرس محل هر يک ذکر مي کنيم :                                                     
1.    مزار بابا عبدالله : مزاري به نام بابا عبدالله (ع)بر روي تپه اي در شرق شهر نشتيفان حد فاصل بين باغ ها و منزل يکي از اهالي واقع است . اصل و نسب و زبان زندگي صاحب مزار مشخص نيست ولي از لقب بابا که به وي داده اند هم جرگه تصوف او را ثابت مي کنند و هم زمان زندگانيش به قرن هاي قبل از سده دهم هجري بر مي گرداند زيرا تقريباً در بين قرن هاي چهارم تا دهم هجري به بزرگان و اقطاب تصوف و چله نشينان خيلي متقي مانند بابا کوهي شيرازي و بابا لقمان سرخس « بابا » مي گفتند . بنابراين مي توان گفت بابا عبدالله هم از بزرگان و پرهيزگاران و زهاد عصر خويش بود که مريدانش پس از مرگ او مرقدش را مزار خويش قرار داده اند . زمان زندگي ايشان را اگر به سنگ لوح هاي قبر او با ساير علم سنگ هاي قرن هشتم و نهم هجري مقايسه کنيم شبيه به هم مي باشد . زيرا با سنگ هاي برافراشته مزار بابا ابدال معروف به حافظ ابرو مورخ و عارف قرن نهم هجري که در شهرستان خواف مي باشد يکسان است و گمان نزديک به يقين زده مي شود که عمر زندگي صاحب اين مزار مربوط به قرن نهم يا اندکي قبل و يا بعد از آن بوده است .   

                
- صورت قبر : صورت قبر عبارت است از سنگ چيني به طول 30 متر و عرض 80 سانتي متر که در بالا سر و پايين پاي او دو سنگ لوح به صرت برافراشته نصب گرديده که سنگ بزرگتر به ارتفاع 5/1 متر بر روي آن جمله « لا اله الا الله محمد رسول الله » کاملاً خوانا است . و بقيه نوشته هاي متن خوانده نمي شود و نيز بر روي سنگ کوچکتر که ارتفاع آن حدود يک متر است جمله « هو الحي الذي لا يموت » به خوبي خوانده مي شود و بقيه متن لوح تقريباً ناخوانا است . قبر ديگر هم به همين مشخصات در کنار قبر بابا عبدالله وجود دارد ولي چيزي از لوح هاي آن خوانده نمي شود و مردم هم از نام اصليش اطلاع ندارند .                                                                                                     
2.   مير قوام الدين : مزاري به نام مير قوام الدين بر روي تپه اي به ارتفاع 3 متر در وسط شهر نشتيفان واقع است . اصل و نسب و زمان زندگي صاحب مزار مشخص نيست ولي در بين قرن هاي هشتم تا يازدهم هجري شخصيت هاي زيادي به نام مير قوام الدين در زمينه هاي سياست و ديانت قد علم داشته اند و جزء مشاهير خراسان بوده اند . اما چون محل قبر اغلب آن ها روشن نيست نمي توان گفت که اين مزار متعلق به يکي از بزرگان گذشته فوق که همگي خوافي الاصل بوده اند مي باشد . ولي آن چه مي شود گمان برد اين است که چون پيشوند مير دارد وي از سادات جليل القدر و افراد پرهيزگار و متقي عصر خويش بوده است . که بعد از مرگ مريدانش مرقد او را مزار و مطاف خود قرار داده اند تا به امروز که هنوز مردم به آن ها ارادت مي ورزند .                                                               
3.   بابا جلال : مزاري به نام بابا جلال بر روي تپه اي در وسط شهر نشتيفان واقع است . از اصل و نسب و زمان زندگي صاحب مزار سند مکتوبي در دست نيست و مردم هم آگاهي کامل ندارند و از اختلاف گويي هاي ايشان نمي توان به حقيقت موضوع پي برد ولي از اين که پيشوند بابا به ايشان داده مي شود و اين لقب هم از قرن چهارم تا يازدهم هجري در بين متصوفين مامور بوده است که به بزرگان و پيشوايان تصوف مانند بابا عبدالله مي دادند . مي توان گفت که صاحب مزار از مشاهير متصوفه قبل از دو قرن اخير باشد .                
- صورت قبر : صورت قبر بر روي بناي ويران شده قديمي قرار دارد و عبارت است از سنگ چيني به طول 2 متر و عرض 80 سانتي متر و ارتفاع 30 سانتي متر که دور آن را ديوار گلي به صورت دايره و به شعاع 40 متر محصور نموده و در ورودي آن از مشرق صورت قبر باز و بسته مي شود .                                                                     
4.   سيد مرتضي : مزاري به نام سيد مرتضي و معروف به مزار آخوند در شما آسياب هاي بادي شهر نشتيفان ( شکل 6-2 ) بر روي تپه اي در ميان قبرستان هاي عمومي واقع شده است . اصل و نسب و زمان زندگي صاحب مزار مشخص نيست و از نام هايي که به او داده اند استنباط مي شود که وي از سادات جليل القدر و از پيشوايان مذهبي بوده است و چون به زهد و تقوا شهرت داشته مريدانش او را مزار و مطاف خويش قرار داده اند .              
- صورت قبر : صورت قبر سنگ چيني به طول 9 متر و عرض يک متر و ارتفاع 40 سانتي متر در جلو ايواني که به منظور گراميداشت وي احداث گرديده واقع است . و چون در سمت بالا سر و پايين پاي او دو علم سنگ قديمي يکي به ارتفاع 3 متر و ديگري به ارتفاع 5/1 متر برافراشته اند . قدمت و زمان زندگي ايشان را به گذشته اي تقريباً قبل از قرن اخير و شايد دورتر بر مي گردانند .                                                             
- ايوان : در کنار قبر مذکور ايواني از خشت خام به طول 6 متر و عمق 8 متر و ارتفاع 5/3 متر احداث گرديده که زائرين و ارادتمندانش جهت عبادت و استراحت از آن استفاده مي کنند .                                                                                          
5.   سيد احمد شاه : مزار سيد احمد شاه در حدود 50 متري شرق مزار سيد مرتضي ( آخوند ) بر فراز تپه اي در فاصله 20 متري پشت آسياب هاي بادي واقع است . ( شکل 8-2 ) اصل و نسب و زمان زندگي صاحب مزار روشن نيست . ولي از لقب و پيشوند سيد و پسوند شاه چنين بر مي آيد که وي از سادات جليل القدر و نيز از بزرگان صوفيه بوده است . و از آن جا که نزديک سيد مرتضي مدفون است احتمال قرابت اين دو شخص را قوي تر مي سازد .                                                                                                      
- صورت قبر : صورت قبر وي عبارت است از سنگ چيني به طول 4 متر و عرض 70  سانتي متر که دو علم سنگ در بالا سر و پايين پاي او يکي به ارتفاع سه متر و ديگري به ارتفاع دو متر به صورت عمودي نصب گرديده و چون اين ستون هاي عمودي روي قبور مربوط به قبل از قرن اخير مي باشد احتمال مي دهد که زمان زندگي او در قرنهاي دهم و يازدهم هجري بوده است .                                                                               
مسجد جامع شيخ زين الدين : در مرکز شهر نشتيفان و در کنار مسجدي که در حال حاضر ساخته شده است مسجدي کوچک و بسيار زيبا قرار دارد و باني و برآورنده اين مسجد همان طور که از اسم آن پيدا است شيخ زين الدين محمد خوافي است .                           
شيخ اهل برآباد خواف است و يکي از سه تن عارفان برجسته هرات دوران تيموري بوده است که قدرت زياد و مريدان زيادي داشته است و نزد امراي تيموري مقرب و معزز بوده است و از ارباب حل و عقد مرگ او در شب يکشنبه دوم شوال سال 838 بر اثر ابتلا به بيماري طاعون اتفاق افتاده است . از اين مسجد شبستاني بر جاي مانده است مستطيلي شکل با ستون ها و چشمه طاق ها و محرابي که تجديد شده است . اما بر روي يکي از ستون ها و بر ميانه قابي که گچ اندود شده آثار گچ بري بسيار زيبا شامل کتيبه هايي به سبک هنر دوران تيموري وجود دارد که با توجه به اين کتيبه ها سالهاي زندگي شيخ زين الدين محمد خوافي ايجاد بناي مسجد را مي توان به اوايل قرن نهم هجري نسبت داد .                      

 

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 12:57 توسط مصطفی مالداری |

 اوقات فراغت در نشتيفان هنوز سازماندهي نيافته است . آن چه مي توان گفت اين است که کودکان در وقت فراغت که همان تعطيلات تابستاني است به مکتب مي روند و به يادگيري قرآن مي پردازند . برنامه ريزي اين مکتب خانه ها از طرف روحانيت که همان تعطيلات تابستاني است به مکتب مي روند و به يادگيري قرآن مي پردازند . برنامه ريزي اين مکتب خانه ها از طرف روحانيت که همان نهاد مذهب است انجام مي شود . نوجوانان و جوانان به فعاليت هاي ورزشي که بيشتر همان بازي فوتبال است مي پردازند . ميان سالان هم در وقت بيکاري در جاهاي خاصي جمع مي شوند و به گفتگو با هم و نوعي بازي شبيه شطرنج مي پردازند . زنان خانه دار هم تنها وسيله اي که براي گذراندن وقت فراغت دارند تلويزيون است . واعقيت اين است که در نشتيفان وقت فراغت به معني واقعي آن وجود نداشته تا احساس نياز به برنامه ريزي براي گذراندن آن بشود و نهادي به نام نهاد اوقات فراغت بوجود آيد . البته به تازگي به انواع بازي هاي رايانه اي و عروسکي و وسايل نمايش فيلم نقش اساسي در گذراندن اوقات فراغت نوجوانان و جوانان دارد .

 

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 12:48 توسط مصطفی مالداری |

نهاد آموزش و پرورش اگر چه آموزش و پرورش رسمي و نوين با افتتاح يک مدرسه ابتدايي در سال 1341 در نشتيفان آغاز شد ولي آموختن سواد و يادگيري قرآن و اصول دين و صرف و نحو عربي در مکتب خانه ها به صورت سنتي از قديم الايام رايج بوده است . اين مکتب خانه ها معمولاً در مساجد و توسط پيش نماز مسجد اداره مي شده است . قدمت آن را مي توان همزمان با ساخت اولين مسجد دانست . با شروع آموزش و پرورش نوين مراکز سنتي از بين رفت و با تاسيس يک مدرسه علوم ديني در سال 1356 به صورت متمرکز به کار خود ادامه داد . مدرسين اين مدرسه روحانيون هستند که علاوه بر تدريس اموز مذهبي در مواقعي حل اختلافات را نيز بر عهده دارند که به حوزه تعليم القرآن نشتيفان معروف است ، براي مردان بوده است . ولي چند سال است که بعضي از مسائل مذهبي و قرآن براي زنان تدريس مي شود . تمامي هزينه هاي اين مدرسه توسط کمک هاي مردمي و افراد خير تامين مي شود .

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 12:36 توسط مصطفی مالداری |

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 15:6 توسط مصطفی مالداری |

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 10:57 توسط مصطفی مالداری |

        

    

     

                    

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 9:48 توسط مصطفی مالداری |

                    

         

 

          

                        

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 10:8 توسط مصطفی مالداری |

 باز هم يك سال جديد شروع شد ولي امسال از گل و سنبل و سر

 

سبزي خبري نيست.

 

حتي درختان كاج كه سابقه ي خشك شدن نداشتند نيز زرد شده

 

بودند كه اين خشك شدن بي سابقه برميگردد به برفي كه در

 

زمستان امد و به براي مردم بلايي بود ، به جاي نعمت..

 

مردم همه ناراحتند از اينكه چرا باران نيامد يا به قول خودشان

 

 سال خشك است.

 

در چندين شهر و روستا در منطقه ي خواف نماز باران  خواندند.

 

 در نشتيفان هم سه روز نماز باران خوانده شد. دستهاي مردم با

 

چشمان گريان به سوي آسمان دراز بود.

 

من تا امسال نديده بودم كه مردم با چنين حالتي به درگاه ايزدي

 

گريه كنند.

 

ما هم دعا ميكنيم كه هر چه زودتر باران رحمت بر سر مردم

 

شهر نشتيفان و همه مردم منطقه ي خواف سرازيرشود تا دوباره

 

 خنده را بر لبان كشاورزان و دامداران مشاهده كنيم.

 

آمين

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 14:12 توسط مصطفی مالداری |

 

جديدا" عروسي هاي نشتيفان حال و هواي ديگري پيدا كرده و

 

جوانان تمايل خود را نسبت به عروسي هاي مذهبي نشان داده اند

 

 به طوري كه  چند تازه داماد با همديگر توافق ميكنند و عروسي

 

خود را در يك زمان برگزار ميكنند و مجلس مردانه ي آنها در

 

مسجد و يا در يك مكان خاص برگزار ميشود و از چندين

 

روحاني  معروف دعوت به عمل مي آيد تا براي حضار

 

سخنراني نمايند.

 

گرايش جوانان به عروسي هاي مذهبي را از دو ديدگاه ميتوان

 

ارزيابي كرد:

 

1)بالا بودن هزينه اي كه براي عروسي هاي غير مذهبي انجام ميشود.

 

2) واقع شدن مركز جماعت در شهر نشتيفان كه تاثير بسزايي در

 

 موقعيت مذهبي شهر گداشته است.

 

در عروسي دو هفته پيش كه در مسجد جامع نشتيفان برگزار شد

 

امام جماعت تهران و جمعي از علماي مشهد حضور داشتند.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 14:10 توسط مصطفی مالداری |

         

 

         

 

                              

 

                               

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 10:23 توسط مصطفی مالداری |

 

طبق آخرين شمارش  آراي ستادانتخابات كشور نتايج كل آراي

 

 شهرستان خواف بدين ترتيب است:

 

 

1)محمد رضا سجاديان   907  28

 

2)حبيبي   439 27

 

3)ايزدي   612 8

 

4)پاكدل  7098

 

5)حسن نژاد 6719

 

6)ساعدي  3400

 

7)عرب  2612

 

8)زنگنه  1450

 

9)قلي زاده  960

 

10)احمد پور  1580

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 13:14 توسط مصطفی مالداری |

 

پوشش محلي مردم نشتيفان

لباس مردان و زنان بومي اين روستا با وضع آب و هواي آن مطابقت دارد همچنين با توجه به مذهب و پايبندي به اصول اسلام لباس مردان عبارت است از يک عمامه که

طول آن 3 تا 6 متر و عرض آن يک متر مي باشد و آن را به دور يک کلاه مي پيچند و يک بال نيم متري تا يک متري جلو يا پشت آويزان مي کنند .

در قديم جنس آن ابريشمي يا کرباسي اما اکنون خاصه ، جوجرد ( فارچ ) مي باشد که با توجه به ايام سال مورد استفاده قرار مي گيرد که جنس پيراهن و شلوار

در گذشته کرباس و موري بوده اما اکنون تترون و صدا بهار يا حرير مي باشد . ولي جوانان اين روستا به کت و شلوار ملبس اند و کم کم لباس بومي منطقه را که با شرايط اقليمي متناسب ا

ست کنار مي گذارند                   

لباس زنان در قديم شامل يک قطعه يک در يک و نيم متر و يک شال ابريشمي سياه و پيراهن و شلوار گشاد و جليقه و يک چادر سياه و سفيد شطرنجي که ار جنب کرباس بود .
 و جنس قطيفه در گذشته چيت اما اکنون خاصه است و دستمال ابريشمي را حالا هيچ زن استفاده نمي کند و پيراهن و شلوار نيز چيت يا
ساتن بوده اما حالا از مرغوب ترين پارچه ها استفاده مي کنند . اما دختران روستا لباس بومي را کنار گذاشته و از هر لباس که مورد علاقه باشد استفاده مي کنند .

+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 11:17 توسط مصطفی مالداری |

           

 

          

 

                          

          

 

          

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 10:17 توسط مصطفی مالداری |